--> Ehsan Notes

 

 

   December 11, 2005









ته مانده خنده ها و شادي هايمان با پديده قرن بيست و يكم سياست ايران آقاي مهروز احمقي نژاد رو به پايان است اين صفت به هيچ وجه توهين نيست جزو صفات اصلي اين حضرت آقا است .

از تابستون بود كه برنامه مهرگان رو داشتيم مي ريختيم خانم هاشمي و بهرنگ و من و حالا همه جمع هستند بي انگيزه انگار فقط مي خوايم براي شادي هاي گذشتمون يادبود بگيريم يلدا در راهه و ما در انتظار مجوز ...يادمه علي غفاري متني رو داشت تنظيم مي كردبخونه ....آخرش اين بود و اينك اين ما و لبخند ستيزان ...


ياد حرف اون دوست اتو مكانيك مي افتم كه مي گفت بسه اين همه تكرار چقدر يار دبستاني چقدر از مرگ بگيم نمي دونست كه داريم از زندگي خودمون مي گيم از دشت بي فرهنگي ما ...كه هنوز هرزه و با حضور مديران هرزه بي بو بي خاصيت بي شرف بي شعور و بي سواد ديگه نمي دونم چي ازش مي مونه وقتي جائي براي نقد نباشه انگار جز نفي نمي شه كاري كرد

زماني كه مهورز ما دبيرستاني بود لا اقل مديران بي شعور بي سواد اما با شرفي داشتيم همان بحث تعهد و تخصص و حالا ................................خانه از پاي بست ويران نيست اين موجوداتي كه با بيل و كلنگ افتادن به جون ايران دارن همه چيز رو خراب مي كنند از بورس واقتصاد بگير تا اعتبار بين المللي ايران
آخه آقاي محترم صورتتو بشور ...............................!!!

بچه هاي خوب اتو مكانيك خوب دستشون درد نكنه با همكاري امور فرهنگي روز دانشجو رو جشن گرفتند
و چه بدعت خوبي نمي شد اين نو آوري ها رو در همون انجمن علميتون انجام مي دادين به لندلزه كافي هستند افراد نا آگاه فرهنگي كه جايگاه هاي فرهنگي رو اشغال كردند ...............................

جمعه اي كه گذشت امتحان تافل داشتيم همه استاد هاي كيش اير بودند توي سرما چه امتحان عجيبي داديم
گفتيم شايد درجه حرارت هم جزو ملزومات امتحانه .........سالن سرد بود و امتحان براي تقويت بنيه علمي اساتيد !!!!!


16 آذرها رو هر سال مي گيريم تا چنين دانشجوياني آگاه بشن و هر سال دريغ از پارسال آنقدر مردم رو در مسائل خصوصي و شخصي گير انداختند و قانون وفتوا و شرع بافتند كه حوزه اجتماع و جامعه فراموش شده .....حالا من كه نمي تونم فراموش كنم چه كنم ..........


اين كه آدم چرا و چطور شاد باشه خيلي مهمه ...............................



گر دو روزي ز قضا حاكم اين شهر شوم خون صد شيخ به يك مست بها خواهم كرد

آنقدر خرقه زنار ستانم ز شيوخ كف هر ميكده مفروش عبا خواهم كرد

تا بدانم ز چه سان مي گذرد روز و شبم وسط كعبه دو ميخانه بنا خواهم كرد


    Ehsan@ 9:29 AM